صفحه اصلي  |  معرفي پايگاه  |  ارتباط   |  راهنما  | English division

 جستجو جستجوى سريع 

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر
انديشه سرا
فلسفه چيست؟
تاريخ انديشه‌ها
تبادل انديشه‌ها
انديشه معاصر
قدرت انديشه
دنياي انديشه‌ها
تاملات فلسفي
مقالات فلسفي
دانشنامه فلسفه
عرفانكده
عرفان
معرفي عرفا
مفهومي به نام خدا
خلوت دل
قطعات عرفاني
مقالات عرفاني
ادبستان
درباره ادبيات
آشنايي با مشاهير ادبيات
قطعات ادبي
شعر و شاعري
مقالات
 انديشه سرا--» تاريخ انديشه‌ها--» فلسفه غرب --» فلسفه قديم --»ارسطو--» انديشه‌هايش --»

منطق ارسطو

نخستین مزیت و برتری بزرگ ارسطو در این است که وی تقریبا بدون پیشرو و مرشد و به نیروی خاص تفکر قوی خود دانش نوینی بنیاد گذاشت و آن علم منطق است. رنان می‌گوید « هر دماغی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت انضباط یونانی در نیامده باشد، بد و ناخوش بار آمده است »؛ ولی در حقیقت دماغ یونانی نیز پیش از اینکه قواعد سخت و جدی ارسطو روش ساده‌ای برای آزمایش فکر و نگاه‌داری آن از خطا ایجاد نکرده بود، نا منظم و درهم و برهم بود. خود افلاطون ( اگر یکی از دوستداران او اجازه چنین انتقادی را به خود بدهد ) نیز یک دماغ نا منظم و مشوش بود و غالبا در پشت ابرها تمثیل و اساطیر گم می‌شد و زیبایی را به حد اعلی همچون پرده‌ای بر روی حقیقت می‌پوشاند. حتی ارسطو نیز غالبا قوانین و اصولی را که خود بنیاد گذاشته بود نقض می‌کرد ولی این نتیجه تأثیر گذشته بود نه آینده‌ای که اندیشه خود او آن را بنا می‌نهاد. انحطاط سیاسی و اقتصادی یونان موجب شد که پس از ارسطو صفات بارزه یونانیان و دماغ یونانی رو به ضعف گذاشت، ولی زمانی که پس از هزار سال زندگی در ظلمت توحّش نژادی نو فرصت و استعداد تفکر و بحث را پیدا کرد، کتاب « ارغنون » ارسطو در منطق ترجمه بوئتیوس ( 525 ـ470 مسیحی ) را راهنمای خود قرار دارد. این کتاب به منزله قالب اندیشه و تفکر و قرون وسطا بود و مادر حقیقی فلسفه اسکولاستیک گردید. این فلسفه گر چه از جهت گرفتاری در حلقه اصول و قواعد معین خشک و بی‌ثمر بود، ولی فکر اروپای جوان را به استدلال و باریک بینی عادت داد. مجموعه اصلاحات دانشها نوین را به وجود آورد و برای پیشرفت اندیشه چنان قواعدی بنیاد نهاد که سر انجام خود این روش و اصول را که موجب ایجاد او شده بود زیر پا نهاد و از آن جلوتر افتاد.

به طور ساده، معنی منطق هنر و روش درست فکر کردن است. منطق روش یا میزان هر علمی و فن هر گونه نظام است و حتی موسیقی قواعد آن را می‌پذیرد. منطق، علم است برای آنکه می‌توان جریانهای درست فکر کردن به قواعد و قوانین را مانند فیزیک و هندسه تا اندازه زیادی به شکل علمی منظم و مرتب در آورد و به هر ذهن و دماغ عادی آن را یاد داد؛ منطق هنر است برای آنکه تمرین آن موجب می‌شود که ذهن انسانی بدون توجه و با دقت تمام درست اندیشه کند، همچنانکه یک پیانیست بدون رنج و زحمت با انگشتان خویش نغمات دل انگیز از پیانو بیرون می‌آورد. هیچ چیز مانند منطق گرانبار و کسالت انگیز نیست و هیچ چیز هم مانند این اندازه با اهمیت نمی‌باشد.

ماخذ: تاريخ فلسفه – ويل دورانت- نشر علمي فرهنگي

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر

Copyright © 2003-2007 Life of Thought e-Publication.

1386-1382

 نشريه الكترونيكي حيات انديشه

مفتخر است در دريافت و اشاعه انديشه‌ها؛ جاي كه نيانديشيم براي ما و به جاي ما، مي‌انديشند!