 |
|
|
|
.gif) | | |
|
|
|
|
 |
.gif) |
انديشه سرا--» تاريخ انديشهها--» فلسفه غرب --» فلسفه
جديد --» كانت --»
انديشههايش --»
| .gif) |
 |
|
درباره تاثیر کانت درباره تاثیر کانت باید گفت که تمام افکار فلسفی قرن نوزدهم به دور محور نظریات او میچرخیده است. پس از کانت تمام آلمان شروع به بحث درباره فلسفه مابعد الطبیعی کرد؛ شیلر و گوته به مطالعه آن پرداختند؛ بتهوون سخنان معروف او را درباره دو امر شگفت آور زندگی با تحسین تمام نقل میکرد؛ «آسمان پر ستاره در بالا و قانون اخلاقی در درون»؛ فیخته و شلینگ و هگل و شوپنهاور پشت سر هم به سرعت دستگاههای فلسفی ایدئالیسم حکیم کهن کونیگسبرگ بنا کردند. در این روزهاي معطر فلسفه آلمان بود که پاول ریشتر نوشت:«خداوند زمین را به فرانسویان، دریا را به انگلیسیها، و آسمان را به آلمانیها عطا فرموده است.» نقد عقل کانت و مدح او از احساس راه را برای مسلک اصالت اراده شوپنهاور و نیچه همواره ساخت؛ مسلک اشراق و شهود برگسون و اصالت عمل ویلیام جیمز نیز دنباله افکار اوست؛ از وحدت قوانین فکر و قوانین حقیقت که کانت میگفت، هگل یک دستگاه فلسفی کامل به وجود آورد؛ «شیء مجهول فینفسه» او در اسپنسر بیش از آن تاثیر کرد که خود اسپنسر آگاه بود. کانت و گوته به طور مبهم عقیده داشتند که تمام ادیان و فلسفهها لباسهای مختلف یک حقیقت واحد هستند. کارلایل میخواست این عقیده را با استعاره و تمثیل بیان کند و علت بیشتر ابهام افکار او را همین امر میتوان دانست. «کرد» و گرین و والیس و واتسن و بردلی و بسیاری از متفکرین دیگر انگلیسی از کتاب «نقد نخستين» الهام گرفتهاند؛ و حتی نیچه، که سخت بدعت خواه بود، بحث معرفت خود را از «مرد چینی بزرگ کونیگسبرگ» گرفته است؛ با آنکه علم اخلاق متعادل او را بشدت رد میکند. به نظر میرسد که پس از یک قرن مبارزه میان ایدئالیسم کم و بیش اصلاح شده کانت و مادیگری کم و بیش اصلاح شده عصر روشنگری فرانسه، پیروزی، با کانت باشد. حتی هلوسیوس مادی برخلاف عقیده عصر خود مینویسد:«اگر بتوانم جرئت داشته باشم میگویم که انسان آفریننده ماده است.» فلسفه دیگر مانند نخستین خویش سهل و ساده نخواهد بود و رفته رفته از سادگی آن و به تنوعش خواهد افزود و عمیقتر خواهد گردید، زیرا کانت به دنیا آمده است. تاريخ فلسفه ويل دورانت |
|
| |
Copyright © 2003-2007
Life of Thought e-Publication.
1386-1382
نشريه
الكترونيكي حيات انديشه
مفتخر است در
دريافت و اشاعه انديشهها؛ جاي كه
نيانديشيم براي ما و به جاي ما، ميانديشند! |
|
|
|
|
|
|