![]() |
||||||||||||
|
|
|||||||||||
|
||||||||||||
|
||||||||||||
|
اسطورهها و خدايان تعريف ارسطوره در يك فرهنگ واژگان، داستانهايي درباره خدايان است. اما يك خدا چيست؟ يك خدا، تجسم قدرتي برانگيزنده يا نظامي ارزشي است كه در زندگي بشر و كاينات عملكرد دارد - قدرتهاي جسم خود شما و طبيعت. ارسطوهها وجه استعاري توان بالقوه روحي در بشريتاند، و همان نيروهايي كه به زندگي ما روح ميبخشند، به زندگي جهان نيز جان ميبخشند. اما اسطورهها و خداياني وجود دارند كه با جوامعي خاص سر و كار دارند و خدايان حامي آن جامعهاند. به عبارت ديگر، دو سطح كاملاً متفاوت اسطورهشناسي وجود دارد. يكي آنكه شما را به طبيعتتان و دنياي طبيعي كه بخشي از آن هستيد مربوط ميكند؛ و ديگري آنكه اكيداً جامعهشناختي است، و شما را به جامعهاي خاص مرتبط ميكند. شما صرفاًً يك انسان طبيعي نيستيد، بلكه عضوي از يك گروه خاصايد. در تاريخ اسطورهشناسي اروپايي ميتوانيد كنش متقابل اين دو نظام را ببينيد. نظامهاي معطوف به اجتماع معمولاً به عشاير كوچنده تعلق دارند، و شخص ميتواند ياد بگيرد كه كانون گروه كجا است. اسطورهشناسي معطوف به طبيعت متعلق به جوامع كشاورزي است. سنت كتاب مقدس، نوعي اسطورهشناسي معطوف به اجتماع است. اسطوره اساساً چهار كاركرد دارد. · اولين كاركرد آن، نقش عرفاني است. در واقع درك شگفتي جهان و انسان، و تجربه حرمت در مقابل اين راز است، اسطوره، جهان را در مقابل بعد راز، و درك رازي كه زيربناي همه صورتها است ميگشايد. اگر آن را از دست بدهيد، فاقد اسطورهشناسي هستيد. اگر راز در خلال همه چيزها خود را متجلي ميكند، كيهان به يك تصوير مقدس تبديل ميشود. شما از طريق شرايط واقعي دنياي خودتان همواره مخاطب راز متعادل هستيد. · كاركرد دوم آن بْعد كيهانشناختي است كه علم به آن ميپردازد- به شما نشان ميدهد كه شكل كيهان چگونه است، اما به شيوهاي نشان ميدهد كه راز باز هم بر جاي ميماند. امروز ما بر اين گمانيم كه دانشمندان همه پاسخها را در اختيار دارند. اما دانشمندان بزرگ به ما ميگويند،"خير، ما همه پاسخها را نميدانيم. ما ميتوانيم به شما بگوييم كه چگونه كار ميكند، اما نميتوانيم بگوييم چيست؟" وقتي كبريتي روشن ميكنيد شعلهاي كه پديد ميآيد چيست؟ ميدانيد با من از اكسيداسيون صحبت كنيد، اما اين مطلب چيزي به من نميگويد. · كاركرد سوم، نقش جامعه شناختي است - حمايت كردن از يك نظم اجتماعي معين و اعتبار بخشيدن به آن در اينجا است كه اسطورهها در مكانهاي مختلف تفاوت زيادي با يكديگر دارند. ميتوانيد يك اسطورهشناسي كامل براي چند همسري، و يك اسطورهشناسي كامل براي تك همسري داشته باشيد. هر يك از آنها در جاي خود درست است. بستگي به آن دارد كه در كجا هستيد. آنچه در جهان ما غالب شده، اين كاركرد جامعهشناختي اسطوره است و ديگر عمرش هم به پايان رسيده است. ما يك چيز ميدانيم: خداي ما، خداي شما نيز هست. زمين نزد او ارزشمند است و آسيب رساندن به زمين، ناسزا گفتن به آفريننده آن است. چون ما پارهاي از زمين هستيم شما نيز پارهاي از زمين هستيد. اين زمين براي ما ارزشمند است، براي شما نيز ارزشمند است. ما يك چيز ميدانيم: فقط يك خدا وجود دارد. هيچ انساني را خواه سرخپوست، خواه سفيدپوست نميتوان به انزوا راند. وانگهي، ما همه با هم برادريم. جوزف كمبل جوزف كمبل(1987-1904) از برجستهترين مراجع جهاني در زمينهي اسطورهشناسي پژوهندهاي توانا، مشاهدهگري تيزبين، نويسنده و آموزگاري نامي بود كه در سطح جهان تأثيري گسترده و ژرف گذارد. براي او اسطوره " آواز كائنات و موسيقي افلاك" بود. |
||||||||||||
| ||||||||||||
|
||||||||||||