![]() |
||||||||||||
|
|
|||||||||||
|
||||||||||||
|
||||||||||||
جان بانيين جان بانيين در سال 1628 در دهكده الستو از توابع شهر بدفورد در خانوادهاي فقير و مذهبي ديده به جهان گشود. نخستين فرزند خانواده بود. پدرش توماس بانيين پيشهي دربارهي زندگي مردم قرون وسطي بسيار مطالعه كرد. از همان اوان كودكي اغلب دچار كابوسهايي ميشد كه او را به وحشت ميانداخت، در دوران نوجواني مثل ساير همسالان خود مرتكب خلافهايي چون سوگند خوردن و ناسزا گفتن ميشد كه بعدها خود به آنها اعتراف ميكند. به خاطر همين خطاها و خلافها احساس ميكرد كه دچار عذاب و مجازات ابدي ميگردد. اين فكر كه او عليه روحالقدوس مرتكب گناه شده است همواره او را آزار ميداد. در سال 1644حوادث ناگوار ديگري او را از محيط خانواده جدا كرد، مادر و خواهرش درگذشتند. بانيين در نوزده سالگي با دختر جواني كه جهيزيهاش فقط يك جلد كتاب مقدس و يك كتاب ديني بود كه از پدرش به او ارث رسيده بود ازدواج كرد. خواندن اين كتابهاي ديني و كتابهاي ديگري نظير كتاب شهداي فاكس و موعظهها و خطابههاي اخلاقي ديگر او را با نوشتههاي دورهي پيورتن آشنا كرد و موجب شد كه تضادهاي دروني بانيين تجديد شود. چندان كه يك دگرگوني و انقلاب روحي در او بوجود آورد و ذهن آماده و فعال او را با حقيقت آشنا ساخت. او به داوري روز جزا و هدايت الهي سخت معتقد بود. اين روشنايي روح موجب شد كه او از رنج و عذاب روحي ولو به طور موقت رهايي يابد، اما مدت يكسال با اين دغدغه و وسوسه درگير بود كه آيا به دنبال زندگي مادي برود يا دنيا را ترك گويد و راه مسيح را دنبال كند. سرانجام مطالعهي فقرهاي از آيات انجيل او را از سردرگمي و حيرت نجات داد. بانيين آنقدر به خداوند توجه داشت كه تصور ميكرد خداوند را فراموش كرده در حالي كه او هميشه سراپاي وجودش لبريز از ترس خدا و فكر او بود. زندگي او سراسر معرفت عشق و تقوا بود و به گناهي آلوده نبود، حتي از ارتكاب گناه كوچكي مانند قسم يادكردن پرهيز داشت. بانيين معتقد است كه امدادهاي آسماني به وي جرأت و شجاعت ميبخشد، به طوري كه ميگويد: «همچنان كه از مزارع ميگذشتم و اصوات ملكوتي را ميشنيدم و با ديدهي باطن به بهشت فكر ميكردم، عيسي مسيح را در حضور خداوند ديدم و با خود اذعان نمودم كه خداوند خواستار تقوا و صلاح من است. از آن زمان با كلام خداوند آشنا شدم، زنجيرها از پايم به زير افتادند، از عالم قبلي خود جدا شدم، از اغواهاي درون بيرون جستم و از آن زمان فقط كتاب مقدس خداوند مرا با دردهايم آشنا ساخت، و حال فقط عشق و فيض خداوند باعث وجد و سرور در وجودم گشته و عيسي مسيح واسطهي نجات و رستگاري است. اكنون به شيريني زندگي ميكنم و به لطف خداوند در آرامش به سر ميبرم.» او در طول مدت زندانيبودن و نوشتن كتب و مقالاتي پرداخت كه شمار آنها بر شصت بالغ ميشود.
هدف بانيين مانند روتر و ساير عالمان روحاني بزرگ بر آن است كه روح بشر فناپذير و سرگردان را تحت اطاعت فرمانهاي خداوند در آورد. البته او عارفي بود كه در زندگي عادي بشر به عرفان رسيد و از عرفان به زندگي معمولي انسان بازگشت. ماخذ: سير و سلوك زائر-جان باني اين-گلناز حامدي-انتشارات مدحت
|
||||||||||||
| ||||||||||||
|
||||||||||||