صفحه اصلي  |  معرفي پايگاه  |  ارتباط   |  راهنما  | English division

 جستجو جستجوى سريع 

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر
انديشه سرا
فلسفه چيست؟
تاريخ انديشه‌ها
تبادل انديشه‌ها
انديشه معاصر
قدرت انديشه
دنياي انديشه‌ها
تاملات فلسفي
مقالات فلسفي
دانشنامه فلسفه
عرفانكده
عرفان
معرفي عرفا
مفهومي به نام خدا
خلوت دل
قطعات عرفاني
مقالات عرفاني
ادبستان
درباره ادبيات
آشنايي با مشاهير ادبيات
قطعات ادبي
شعر و شاعري
مقالات

 انديشه سرا--» تاريخ انديشه‌ها--» فلسفه غرب --» فلسفه جديد --» ولتر --» آثار

آثار ولتر

داستانهاي كه روح ولتر را بيشتر و بهتر از كتب ديگر او نشان مي‌دهند عبارتند از:

-          زاديگ

-          ساده‌دل

-          خرد و كلان

-          معصوم

-          دنيا بدان سال مي‌گذرد.

اينها داستان نيستند بلكه قصه‌هاي مطايبه‌آميز از گول‌زنان و دغلبازان هستند كه قهرمانان آن آرا و عقايدند نه اشخاص و دغلبازان آن خرافات و حوادث آن افكار و انديشه‌ها هستند.

از ديگر آثار او:

- “رساله در باب تسامح“

«نظري به طبايع و اخلاق و آداب و روحيات اقوام و وقايع عمده تاريخ از عهد شارلماني تا زمان لويي سيزدهم»

اين اثر بلندپروازترين و پرحجم‌ترين و برجسته‌ترين و جسورانه‌ترين آثار ولتر است كه در برلين به چاپ رسيده.

ولتر با يك «انتقاد عالي» در صحت و اصالت تورات ترديد كرد. بسياري از مطالب خود را از اسپينوزا و بيشتر آن را از علماي كلام انگليس اخذ كرد و بيشتر از همه از “قاموس انتقادي“ «بل» (1706-1647) استفاده نمود.

“قاموس فلسفي“ اگر داستانهاي او را كنار بگذاريم خواندني‌ترين و درخشانترين آثار ولتر همين كتاب است. هر مقاله‌اي از يك دايره‌المعارف او نمونه‌اي از  ايجاز و روشني و نكته‌سنجي است.

«رسالات كوچك بعضي از نويسندگان، اطناب ملال‌انگيز است؛ ولي صد جلد تأليف ولتر را به رغبت و شوق تمام مي‌توان خواند.» بالاخره در اين كتاب ولتر ثابت مي‌كند كه يك فيلسوف است.

 تاريخ فلسفه ويل دورانت

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر

Copyright © 2003-2007 Life of Thought e-Publication.

1386-1382

 نشريه الكترونيكي حيات انديشه

مفتخر است در دريافت و اشاعه انديشه‌ها؛ جاي كه نيانديشيم براي ما و به جاي ما، مي‌انديشند!