![]() | ||||||||||||
|
| |||||||||||
|
|
||||||||||||
| ||||||||||||
| ||||||||||||
|
توسعه و حيات انديشه خرد هر كجا گنجي آرد پديد به نام خدا سازد آنرا كليد پيادهسازي روند اصلاحات كه هدف آن توسعه در كشور ميباشد نياز به فراهم كردن زمينههاي مختلفي دارد.توسعه همه جانبه دركشور ،منوط به سرمايهگذاري در توسعه انديشه ملت آن كشور ميباشد. تعمق و رشد انديشه در جامعه موجب فراهم شدن زمينههاي توسعه اعم از سياسي يا اقتصادي و ...در كشور ميگردد. توسعه انديشه موجب كاهش هزينهها،صدمات،لطمات و بالارفتن بهرهوري در بسط زير ساختهاي توسعه صنعتي و اقتصادي و همچنين بالا بردن ضريب امنيت داخلي و خارجي و استقلال طلبي در جامعه ميگردد. تفكر در افراد زمينه مشاركت و كار گروهي را مطمئن و با دوام ميكند.تامين توسعه (چه سياسي چه اقتصادي)در جامعهاي كه افكار در آن توسعه متناسبي نداشته باشند با دوام و ثمر بخش نخواهد بود،هر چند توسعه سياسي يا اقتصادي و اجتماعي خود باعث توسعه فكر در جامعه ميگردد ولي متضمن توسعه تفكر در جامعه نيست كه بتواند پايههاي محكمي از توسعه را بنا نهاند. تضمين هر حكومتي آنچنان كه تاريخ نشان داده در تفكر ملت آن حكومت است .اگر جامعهاي متفكر و داراي شخصيت انساني و اجتماعي باشند، شان اجتماعي اجازه خلاف و بي قانوني را به افراد آن جامعه نميدهد همچنين ثبات سياسي بالاي به حيات آن جامعه خواهد بخشيد. يك فرد متفكر و انديشمند قطعاً ميتواند در كنار ديگران مشغول فعاليتي مفيد و بسيار ثمر بخشي باشد كه يك كارخانه لجام گسيخته و حرز نميتواند باشد حتي فرد فكور ميتواند اشتغال زا باشد تا اشتغال خواه. فرد ميتواند با انگيزه خود به كار خود هدف دهدكه اين هدف ثمرهاش در توليد و اقتصاد است. به جرات ميتوان گفت ريشه مشكلات ما در عدم بسط انديشه در جامعه ماست.جامعهاي كه در آن انديشه حيات نكند،هيچ هدفي به مقصد نميرسد.توسعه در حيات انديشه است. حيات انديشه جوانه زدن فكر و استمرار آن براي حياتش است. نظام توليد فكر بزرگترين و مهمترين كار توليدي در هر دولتي ميتواند باشد.اين نظام ميتواند امنيت سياست و اقتصاد و اجتماع درستي را بنا كند.توليد فكر زير بناييترين پروژه در هر مملكتي ميتواند باشد، كه برپايي اين نظام كار بزرگي است.اگر خواهان انجام كارهاي بزرگ هستيم بايد دست به تغييرات بزرگي هم بزنيم. مي بايست خواست تا توانست و اين خواست در جامعه ما از سوي ملت وجود دارد ولي از سوي حكومت معلوم نيست. معتقدم بهترين شروع سرمايه گذاري براي بسط تفكر در جامعهمان هزينه كردن از ذخيره ارزي كشور است.اين ذخيره را اگر بصورت وام به واحدهاي توليدي كه نميدانيم با چه پايه و اساسي تشكيل ميگردند و آيا واقعاً در اين اقتصاد بيمار ميتوانند حيات سالمي داشته باشند تزريق كنيم،بدون آنكه از برگشت و آينده آن خبر داشته باشيم بهتر است براي امروز و فردا سرمايه گذاري زير بنايي براي همه امور كشور بكنيم. اميدوارم بتوانيم براي امروز در فردا سرمايه گذاري كنيم،كه همانا حيات انديشه و تفكر در جامعه است. ما به توليد فكر نيازمنديم. دراين صورت ميتوان از بن بست هاي جاري رها شد با آنكه آينده را نيز در نظر گرفتهايم.ما اگر خواهان توسعه در همهاي زمينهها "اشتغال براي همه افراد،عدالت اجتماعي براي همه اقشار و اخلاق اجتماعي در جامعه" باشيم،بايد به دختران و مادران متفكر،فكر كنيم.در اين مورد نقش زنان در عملي ساختن توسعه انديشه در جامعه حياتي ميباشد. به دو دليل توسعه فكري زنان جامعه مهم است: · نقش تربيتي نسل آينده. · تاثير گذاري بيشتر بر روي مردان و خانواده. تلويحاً ميتوان گفت: جامعهاي بسوي فساد ميرود كه زنان آن فاسد باشند و جامعهاي بسوي تعالي و تفكر ميرود كه داراي دختران و مادران متفكر باشد. زن نماد عشق در جامعه است.او چشمه محبت بي دريغ براي هر جانداري است.او آن نيست كه ما مي گويم او آن است كه او آفريده. زنان داراي عشق ذاتي هستند،بسط هر چه بيشتر تفكر در آنها موجب متعالي شدن جامعه ميگردد.آنها قادرند بي دريغ و بهتر از مردان پايههاي اجتماعي را بسازند بايد قبول كنيم كه نقش آنها در تربيت بسيار مهمتر و موثرتر از مردان ميباشد.جامعه يا شهر يا كشوري كه داراي زنان انديشمند بيشتري باشد، بسيار متعاليتر است و اين را در هر جامعهاي ميتوان به وضوح ديد، حتي در خانوادهها. ما براي رشد تفكر در جامعهمان نياز به رشد تفكر هر چه بيشتر در زنان محترم جامعه داريم كه اين رشد را به دوطريق ميتوان عملي ساخت: 1. يكي از طريق سازمان صدا و سيما، براي تعميق انديشه در جامعه و رشد تفكر در زنان كنوني جامعه. 2. ديگري آموزش و پرورش، ارگاني مهم و حياتي براي تربيت نسل آيندهاي فكور و خوش ذهن. آموزش و پرورش ارگاني بسيار حياتي براي كساني كه خواهان توسعه در آينده مملكت و سرمايهگذاري بنيادي براي آينده كشور هستند ميباشد، كه همانا تربيت نسل آينده دختران و پسران فهيم و با تفكر ميباشد. نقش اين ارگان زنده كردن و بسط تفكر در ذهن كودكان است.كودكان در مدرسه بايد باور كنند كه ميتوانند صاحب انديشه باشند.اينان با نوشتن،خواندن يا طرح كردن فكر خود به اين قضيه واقف ميشوند. مدرسه،راهنما آنان در اين مسير ميباشد. براي پيادهسازي بسط تفكر در جامعه راه حل كوتاه مدت و بلند مدت وجود دارد.راه حل بلند مدت آن توسط وزارت آموزش و پرورش بود كه ذكر گرديد، همانا تربيت نسل آيندهاي كه راه و روش فكر كردن و انديشه ساختن را بداند. راه حل كوتاه مدت آن در سازمان صدا و سيما،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت علوم ميتواند باشد. دقيقاً سازمان صدا و سيما يك رسانه گروهي است.براي گروهي كار ميكند.صدا و سيما ارگاني كه در خدمت ملت قرار ندارد و اولين قدم، ملي كردن آنست براي ملت آن. توسعه تفكر و ايجاد انگيزه توليد و توسعه، دادن فرهنگ اصولي به ملت و بالا بردن اعتماد به نفس عمومي از جمله گزينههاي هستند كه پيش شرط توليد و توسعه در هر جامعهاي ميباشند. ميبايست برنامههاي صدا و سيما كه براي رساندن روز به شب و شب به روز ميباشد را بسيار دقيق و هدفمند كرد و هدف آن بسط تفكر و انديشه در جامعه باشد. مشورت با صاحب نظران و انديشمندان جامعه كه خوشبختانه جامعه ما از اين لحاظ بسيار غني ميباشد حتي در سطح بين المللي هم انديشمندان زيادي داريم، كه ميتواند مؤثر باشد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با گسترش هر چه بيشتر فرهنگ كتاب نويسي به جاي كتاب خواني كه خود زمينهاي براي بالا بردن فرهنگ كتاب خواني در كشور ميتواند باشد، موجب بسط انديشه در جامعه و ظهور متفكران خفته ميگردد،همچنين در وزارت علوم با هدايت دانشجويان به تفكر و توليد فكر در دانشگاهها و توجه هر چه بيشتر به خلاقيت فكري به جاي خلاقيت عملي (ساخت و توليد)موجبات شكوفايي فكري را فراهم ميسازد.خلاقيت فكري موجب پوياي ذهن و فكر ميگردد كه ميتواند در آينده در صنعت و محيط كار،افكار عملي گردد. اگر ما به انسانها اعتماد به نفس و عزت نفس دهيم از اينكه آنان متفكران جامعه خود هستند و تنها آنانند كه ميتوانند جامعه را توسعه دهند و در آن توسعه نيز بهره را خودشان ميبرند مطمئناً ميل به تكاپو و اميد به آينده در آنها بسيار بالا ميرود. حتي اين قضيه در مديران نيز صحت دارد. اما بايد توجه داشت مدير جاي ميتواند فعاليت كند كه زمينه فراهم باشد ولي جاي كه زمينهاي وجود ندارد حتي بهترين مديران دنيا هم مديريتشان مورد استفاده قرار نخواهد گرفت. ميل به توسعه در تك تك جواناني كه هنوز وارد بازار كار و اقتصاد نشدهاند يا در آن غرق نشدهاند بخوبي قابل مشاهده است. اين ميل و انگيزه ميتواند بسيار در پيشرفت موثر باشد. چون اينان ميخواهند كشور خود را خود بسازند، در صورتيكه ببينند كه نميتوانند، قطعاً سرخورده يا منزوي ميشوند و به گوشهاي ميروند يا كشور خود را ترك ميكنند. اميد است با بهره گيري از توان فكري ملت گام به راه توسعه درست (با استفاده از تجربيات شكستها و موفقيتهاي پيشروان اين امر)برداريم و به معيارهاي جامعه خود برسيم.
v نيازهاي توسعه: o حيات انديشه o سرمايهگذاري و توجه به رشد فكري زنان جامعه o راهكارهاي عملي بسط تفكر § تحول و توجه به صدا و سيما § آيندهنگري و سرمايهگذاري براي آينده سازان كشور
دليل نگارش : بسط تفكر و انديشه در جامعه،كه خود گزينهاي حياتي براي حيات اصلاحات در جامعه ميباشد. | ||||||||||||
|
||||||||||||
|
||||||||||||