صفحه اصلي  |  معرفي پايگاه  |  ارتباط   |  راهنما  | English division

 جستجو جستجوى سريع 

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر
انديشه سرا
فلسفه چيست؟
تاريخ انديشه‌ها
تبادل انديشه‌ها
انديشه معاصر
قدرت انديشه
دنياي انديشه‌ها
تاملات فلسفي
مقالات فلسفي
دانشنامه فلسفه
عرفانكده
عرفان
معرفي عرفا
مفهومي به نام خدا
خلوت دل
قطعات عرفاني
مقالات عرفاني
ادبستان
درباره ادبيات
آشنايي با مشاهير ادبيات
قطعات ادبي
شعر و شاعري
مقالات
عرفانكده--> معرفي عرفا--» تتشريح مختصري از عرفا

كمي بيشتر با عارفان آشنا شويم!

صفحه 1

صفحه بعدي

 حبيب ايراني

حبيب را مؤسس فرقه تصوف ايراني دانسته‌اند و سال فوت او را 116 و 120 هجري ثبت كرده‌اند بي‌ترديد وي از ايرانيان وطـن‌دوست بوده و در تأسيس عرفان ايراني نقش ارزنده و قابل تقدير و تقديس داشته است.

 

 ابراهيم ادهم

وي از اعيان‌زادگان بلخ است كه روزگاري مركز مذهب زرتشتي و بعد مركز دين بودايي بود، اين شخص هم مثل بودا پشت پا به دنيا زد و زندگي زاهدانه را در پيش گرفت. وي در سال 166 يا 160 هجري در جنگ بيزانس به شهادت رسيد.

از سخنان وي:

 ممكن نيست دو نوع عشق در يك قلب بگنجد، ممكن نيست شخص هم خدا را بخواهد و هم دنيا را.

او عقيده داشت كه حكومت بر نفس بسي بهتر از حكومت بر يك قوم است.

از سخنان مشهور ديگر او: "تأمل، حج عقل است."

 

 رابعه عدويه

عارف قرن دوم هجري است كه در بصره متولد شده و به بيت‌المقدس كوچ كرده و در آنجا به سال 135هجري زندگي را بدرود گفت.

 از گفتار اوست:  همچنانكه گناهانتان را پنهان مي‌كنيد نيكوبي‌هايتان را پنهان كنيد.

 

فضيل عياض

عارف بي‌نياز و بي‌پرواي ايراني، قرن دوم هجري كه همواره به سلوك و رفتار و گام ‌نهادن در طريق«توبه» توجهي بسيار مبذول داشته است. هر چند فعاليت و زندگي‌نامه فضيل‌بن عياض با مه غليضي از افسانه‌ها پوشيده است كه نمي‌توان به درستي روشن ساخت.

از گفته‌هاي آموزنده فضيل‌بن عباس:

-          اگر علما، دنيا را ناديده ‌مي‌گرفتند، ستمگران در برابر آنان سر تعظيم فرود مي‌آوردند و خلايق از آنها پيروي مي‌كردند، اما آنان علم خود را به خدمت دنياداران گمارند، تا از اين راه از آنچه در دست آنهاست لقمه‌اي چرب‌تر بگيرند. آنها خوار شده‌اند و مورد نفرت خلايق. نشانه‌ زهد آن است كه هنگامي‌كه در برابر اميران و چاكران آنان، شما را بي‌ادب مي‌نامند، خرسند باشيد و شادي كنيد.

-          گفتند اصل دين چيست؟ گفت: عقل. گفتند: اصل عقل چيست؟ گفت: حلم. گفتند: اصل حلم چيست؟ گفت: صبر.

 

ابوتراب نخشبي

ابوتراب نخشبي از مشايخ بزرگ تصوف در قرن دوم هجري است. وي از مردم نخشب خراسان بود و به علم و فتوت و زهد و توكل شهرت داشت. و در سال245 هجري وفات يافت.

از سخنان اوست:

- عارف آن است كه هيچ چيز او را تيره نكند و همه چيز به او روشن شود.

- نيست از عبادات چيزي با منفعت‌تر از اصلاح خاطر دلها.

 

معروف كرخي

ابومحفوظ از مردم خراسان كه در كرخ بغداد متولد شده و به كرخي مشهور است. از مشايخ نامي قرن دوم هجري است. در سال 200 هجري در كرخ بغداد به خاك سپرده شد.

اين سخنان از معروف كرخي است:

- صوفي مهمان خدا در اين جهان است، و او بايد چنان رفتار و سلوك كند كه براي مهمان زيبنده است. وي حق دارد خدمت كند، ولي حق ندارد چيزي را بخواهد. عشق موهبت الهي است، و تصوف يعني تلاش براي كشف حقيقت و بي‌اعتنايي به‌ آنچه غير حقيقت است.

 

ابوعلي شفيق بلخي

ابوعلي شفيق بلخي پسر ابراهيم يكي از مشايخ بزرگ تصوف ايران در قرن دوم هجري است.

 

حاتم(عصم) اصم

ابوعبدالرحمن حاتم پسر علوان از مشايخ بزرگ تصوف ايران است كه از مردم بلخ بوده و با ابراهيم ادهم صحبت داشته است. وي در سال 237 يا به قولي در سال 249هجري وفات يافته است.

 او گفته است كه صوفي بايد چهار مرگ را قبول كند:

1-      مرگ سفيد، يعني گرسنگي.

2-      مرگ سياه، يعني بردباري در هنگام پريشاني روزگار.

3-      مرگ سرخ، يعني تسلط بر شهوات نفساني.

4-      مرگ سبز، يعني پوشيدن لباس خشن و زبر.

موارد مذكور علائم توجه صوفيه به رنگها و بالاخره به عقايد مانوي است.

 

بشر حافي

ابونصر بشر‌بن حارث عبدالرحمن حافي مروزي از مشايخ تصوف ايراني در اواخر قرن دوم و اوايل قرن سوم هجري است. وي در سال 227 هجري وفات يافته است.

- از سخنان اوست:" كسي كه حق را نمي‌باشد، گرفتار مصيبتي است وحشتناك، صوفي كسي است كه قلبش پاك است."

 

بايزيد بسطامي

 

 ابوعبدالله مغربي خليفه بايزيد

بطوريكه نوشته‌اند خليفه و شيخ بعد از بايزيد بسطامي يكي ابوموسي دئلي(دئبلي) بوده و ديگري ابوعبدالله محمد پسر اسماعيل مغربي است.

از سخنان اوست:

- خوارترين مردمان درويشي است كه متابعت توانگران نمايد و عزيزترين خلقان توانگري است كه مخالطت درويشان سازد.

 

ابوالحسين نوري

ابوالحسين احمد پسر محمد خراساني بغوي متوفي سال 279 يا 286 هجري يكي از مشايخ نامدار تصوف ايراني در قرن سوم هجري است كه از خراسان برخاسته است.

اين سخنان به او منصوب است:

- عقل رهبر است ولي نمي‌تواند انسان را به سوي حقيقت رهبري كند. تصوف نه در انجام دادن مراسم ديني نهفته است و نه در آگاهي از دانش و حكمت مي‌باشد. معني تصوف، تكامل و تذهيب نفس است. تصوف يعني وارستگي، مردانگي، بي‌علاقگي به حطام دنيوي و ايثار نفس.

 

يحيي‌بن معاذ بلخي

ابوزكريا يحيي‌بن معذ بلخي يا رازي از مشايخ بزرگ تصوف ايراني در قرن سوم هجري است كه در سال 246 يا 258 هجري وفات يافته است.

از سخنان اوست:

- عاشق حقيقي هر كاري را كه محبوب بخواهد انجام مي‌دهد، هر كس به غير از معشوق چيزي را ببيند، نمي‌تواند معشوق را ببيند. عشق حقيقي آن نيست كه از ظلم و يا مهرباني معشوق كم يا زياد گردد.

زاهد به لذات اين دنيا پشت پا مي‌زند. عارف به لذات سراي آخرت هم پشت پا مي‌زند. زاهد از لذات اين دنيا بي‌خبر است و انتظار دارد كه به عنوان پاداش، لذات بهست به او داده شود، ولي عارف حتي نسبت به بهشت نيز بي‌اعتناست.

 

احمد خضرويه بلخي

احمد پسر خضرويه بلخي از مشايخ بزرگ تصوف در قرن دوم و سوم هجري است. سال فوت او را 234 يا 240 هجري نوشه‌اند.

از سخنان اوست:

خدا به طور كامل پيداست و اگر او را نمي‌بيني، كور هستي.

 

داود بلخي

داود بلخي از مشايخ بزرگ تصوف ايران در قرن دوم هجري است. وي در خراسان نشو و نما يافته و در اقصي نقاط عراق و عربستان به سياحت پرداخته است.

 

سهل تستري(شوشتري)

ابومحمد سهل پسر عبدالله پسر يونس تستري(شوشتري) از عارفان نامي قرن سوم هجري است. وي در سال 203 هجري در شوشتر خراسان يا اهواز به دنيا آمد و به سال 273 يا 283 هجري در تبعيدگاه بصره زندگي را بدرود گفت:

از سخنان اوست:

هيچ مصيبت عظيم‌تر از جهل نيست (يعني مستضعف فكري). ممكن است در آغاز از تصوف خوشت نيايد، ولي همين كه يك بار شناختي آن را تا پايان عمر به آن علاقمند خواهي بود.

حق‌تعالي هيچ مكاني نيافريد، از عرش تا ثري، از دل انسان عزيزتر، از بهر آنكه هيچ عطايي نداد خلق را از معرفت عزيزتر، و عزيزترين عطاها در عزيزترين مكانها نهند، و اگر در عالم مكاني از دل انسان عزيزتر بودي، معرفت خود آنجا نهادي. بزرگترين مقامات و كرامات صوفي آن است كه خوي بد خويش به خوي نيك بدل كند. انسان راستين كسي است كه كار نيكش او را خرسند و كار بدش او را ناخرسند كند.

 از صحبت سه گروه بپرهيز: گردنفرازان و پادشاهان غافل، قاريان رياكار و چرب‌زبان و صوفيان نادان، و صحبت اين جماعت اخير پر زيانتر است. معرفت عبات از شناخت جهل است.

 

جنيد نهاوندي(بغدادي)

ابوالقاسم جنيد پسر محمد نهاوندي از مشايخ بزرگ تصوف در قرن سوم هجري است. وي در الهيات نيز تبحر داشته و براي نخستين بار به ايراد خطابه و بحث درباره‌ي تصوف پرداخته و به «تاج‌العارفين» و «استادالطريقه» معروف شده است.

 از سخنان اوست:

بالاترين خوشي تفكر درباره‌ي وحدت اوست. تصوف مي‌گويد كه انسان بايد در خدا بميرد و با او به‌ سر برد. صوفي بايد مانند زمين پايمال شده و يا ابر پرباران باشد. تصوف يعني گسيختن ارتباط از هر چيزي كه غير از خدا است. قسمت دروني صوفي خدا، و قسمت بيروني او انسانيت است.

 

حمدون قصار

ابوصالح حمدون بن احمد بن عماره قصار نيشابوري از مشايخ بزرگ تصوف ايران در قرن سوم هجري است. وي از مردم نيشابور بود و در ورع و تقوي و تبحر در فقه و حديث شهرت داشت. مرگ او را به سال 271 هجري ثبت كرده‌اند و قبرش در حيره است.

 

ابوحمزه‌ي خراساني

ابوحمزه‌ي خراساني از مشايخ بزرگ تصوف ايران در قرن سوم هجري است. مرگ او را به سال 290 هجري ثبت كرده‌اند.

 

حسين منصور حلاج

ابومغيب‌ عبدالله بن احمد بن ابي طاهر مشهور به حسين بن منصور حلاج از عارفان نامي ايران در قرن سوم و دهه اول قرن چهارم هجري است. وي از مردمان بيضاي فارس بود. ولادت او در آن سامان به احتمال در سال 244 هجري اتفاق افتاده است.

 

ابوبكر شبلي خراساني

نام وي جعفر پسر يونس و يادلف پسر جحدرويا محمد پسر خلف است. اصل وي از خراسان و از شهري به نام اسروشنه بوده و در بغداد و يا سامرا به سال 247 يا 248 هجري ولادت يافته است.

 

ابويعقوب كورتي

ابويعقوب كورتي از عارفان بزرگ اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجري است، در دوره‌ سلطنت سامانيان در ميان اين سلسله معروف و مشهور بود و جمعي از مشاهير دولت سامانيان او را ديده‌اند.

 وقتي او را گفتند ما را نصيحتي كن، گفت: آن كس كه در ديده‌ي عبرت باشد خود از گردش دهر نصيحتي خواهد يافت و اگر او را نظري نيست سخن‌هاي بزرگان را در او تأثيري نباشد.

 

ابومحمد مرتعش نيشابوري

عبدالله بن محمد نيشابوري از عارفان بزرگ اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجري است. وفات ابومحمد مرتعش نيشابوري در سال 328 هجري در بغداد اتفاق افتاده است.

 

ابونصر سراج طوسي

شيخ ابونصر سراج مشهور به طاووس ‌الفقراء از عارفان بزرگ قرن چهارم هجري است. وي شاگرد ابومحمد مرتعش نيشابوري است.

سخن اوست كه گفت:

مردمان در ادب بر سه قسم‌اند: يكي بر اهل دنيا كه ادب به نزديك ايشان فصاحت و بلاغت و حفظ علم و رسم و اسماء ملوك و اشعار عرب است و ديگر ا هل دين كه ا دب به نزديك ايشان تأديب جوارح و حفظ حدود و ترك شهوات و رياضت نفس بود، و ديگر اهل خصوص (شايد حضور) كه به نزديك ايشان طهارت دل و مراعات سر و وفاء عهد و نگاهداشتن وقت است و كم‌نگريستن به خاطره‌هاء پراكنده و نيكوكرداري در محل طلب و وقت حضور و مقام قرب. . .

 

ابوالعباس قصاب آملي

ابوالعباس قصاب احمد بن محمد بن عبدالكريم عاملي يكي از عارفان بزرگ ايراني در نيمه‌ي دوم قرن چهارم هجري است. وي مريد محمدبن عبدالله طبري و معاصر با عضدالدوله ديلمي بوده است.

 

محمد بن خفيف

شيخ كبير ابوعبدالله محمد بن خفيف اسفكشار از عارفان بزرگ قرن چهارم هجري است. ولادت وي در سال 261 هجري در شيراز اتفاق افتاده است.

 

ابوعبدالرحمن سلمي نيشابوري

ابوعبدالرحمن محمد بن حسين بن محمد بن موسي سلمي نيشابوري از مشاهير عارفان ايران در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري است. ولادت وي در سال 325 هجري در شهر نيشابور اتفاق افتاده است.

 

شيخ ابوالحسن خرقاني

 

علي عبدالله محمد بن باكو (بابا كوهي شيرازي)

شيخ ابوعبدالله علي بن محمد بن عبدالله بن عبيدالله شيرازي معروف به باكو يا ابن باكويه از مشايخ عارفان قرن چهارم و پنجم هجري است. وي در شيراز متولد و در جواني به سلك مريدان شيخ ابوعبدالله خفيف شيرازي عارف مشهور چهارم در آمد.

 

شيخ حسن سكاك سمناني

شيخ ابوالحسن سكاك سمناني از مشايخ عارفان نامي قرن پنجم هجري است. اين عارف صافي ضمير خانقاهي در سمنان ساخت كه شهرت عجيبي كسب كرد.

 

شيخ ابواسحاق كازروني

شيخ ابواسحاق ابراهيم پسر شهريار پسر زادان فرخ پسر خورشيد كازروني معروف به (شيخ مرشد) شيخ سلسه‌ي كازروني از عارفان بزرگ ايران در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم شيخ است.

 

ابوسعيد ابوالخير

 

ابوالقاسم قشيري نيشابوري

ابوالقاسم عبدالكريم پسر هوازن پسر عبدالملك پسر طلحه پسر محمد قشيري نيشابوري از عارفان بزرگ ايران در قرن پنجم هجري است. تولد او در ربيع‌الاول سال 376 هجري در استواء نيشابور اتفاق افتاده است.

 

بابا طاهر همداني

 

ابوالحسن هجويري جلابي

ابوالحسن علي بن عثمان بن ابي علي هجويري از رجال معروف به علم و معرفت و طريقت است. اصل وي از غزنين است و (جلاب) و (هجوير) نام دو محل از غزنين مي‌باشد. خاندان او در غزنين از مردان راه حق بوده و مسجد و منبر داشته‌اند. كتاب كشف‌المحجوب به زبان فارسي از تأليف‌هاي اوست و آن كتابي است بسيار فصيح كه مورد استناد بزرگان و محققان اهل فن مي‌باشد. هجويري در سال 465 هجري در لاهور جهان را بدرود گفته و در همانجا به خاك سپرده شده است. مدفن او در لاهور زيارتگاه اهل دل است.

 

شيخ ابوعلي فضل بن محمد فارمدي(فريومدي)

شيخ ابوعلي فضل بن محمد بن علي فارمدي «فرومدي- فريومدي» از عارفان بزرگ و مشايخ مورد توجه صوفيه در قرن پنجم هجري است. وي در سال 402 هجري در فارمد(فريومد)يكي از دهكده‌هاي بيهق (سبزه‌وار) (كه بعدها تولد ابن‌يمين فريومدي شاعر معروف ايران در قرن هشتم در آنجا اتفاق افتاد) متولد شد. وفات وي در سال 477 هجري اتفاق افتاده است.

 

شيخ احمد جام (ژنده پيل)

 

ابوحامد محمد غزالي طوسي

 

خواجه ابويعقوب يوسف همداني

خواجه ابويعقوب يوسف پسر ايوب همداني از مشاهير عارفان و فقيهان قرن پنجم هجري است. وي در سال 440 يا 441 هجري در يكي از قريه‌هاي همدان پا به عرصه‌ي وجود گذاشت. تاريخ وفات خواجه ابويعقوب يوسف همداني در سال 535 هجري اتفاق افتاده است. وي سرسلسله‌ فرقه خواجگان است كه بعدها به نقشبنديه معروف گرديده است.

 

شيخ احمد غزالي طوسي

شيخ ابوافتوح مجدالدين احمد بن محمد بن محمد بن احمد غزالي طوسي «برادر كوچكتر امام حجه‌الاسلام ابوحامد محمد غزالي، كه شرح حالش در ورقهاي پيش در اين تأليف آمده است» از عارفان بزرگ اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم هجري است.

 

عين‌القضاه همداني

ابوالمعالي ابن ابي‌بكر عبدالله بن محمد بن علي بن علي‌الميانجي مشهور به عين‌القضاه همداني در حدود سال 492هجري در همدان تولد يافته كرده است. جد او ابوالحسن علي بن الحسن ميانجي، قاضي همدان بوده و در همدان كشته شده است. وي از فاضلان و داهيان عصر خود بوده و به فضل و درايت او مثل مي‌زده‌اند.

 

شيخ عبدالقادر گيلاني

شيخ محيي‌الدين ابومحمد عبدالقادر بن ابي‌صالح موسي خبگي دوست گيلاني، از مشاهير مشايخ صوفيه و شيخ طريقه‌ي قادريه است. در روز و ماه تولد او با اينكه در احوال شيخ كتاب‌هاي فراوان در دست است، اختلاف كرده‌اند. به‌طور اجمال ولادت او در قريه‌ي (بشتير) از توابع گيلان، در شب اول رمضان سال 471 هجري اتفاق افتاده است. خود او از سادات حسني و مادرش( ام‌الخيرامه الجبار فاطمه) است.

 

محمدبن منور

محمدبن ‌منور‌ بن‌ابوسعيد‌ بن‌ ابوطاهر‌ بن ابوسعيد ابوالخير نواده‌ي عارف مشهور، ابوسعيدابوالخير و مؤلف كتاب: (اسراالتوحيد في مقامات‌الشيخ ابي سعيد فضل‌الله بن ابي‌الخيرالميهني كه آن را در احوال جد خود ابوسعيد ابوالخير پرداخته است.

 

شيخ روزبهان بقلي

شيخ ابومحمد روزبهان پسر ابي‌نصر بقلي فسائي شيرازي معروف به شيخ شطاح به سال 522 هجري در شهر فسا از توابع فارس تولد يافت.

 

شهاب الدين يحيي سهروردي "شيخ اشراق"

 

شيخ نجم‌الدين كبري

ابوالجناب احمد شيخ نجم‌الدين كبري خيوقي خوارزمي عارف بزرگ ايراني در قرن ششم و هفتم هجري، است.

 

خواجه عبدالخالق غجدواني

خواجه عبدالخالق غجدواني از مشاهير صوفيه در قرن ششم هجري است. وي مؤسس اصلي و بنيان‌گذار واقعي سلسله‌ي خواجگان است.

 

شيخ عطار نيشابوري

 

شيخ شهاب‌الدين عمر سهروردي

شيخ شهاب‌الدين ابوحفص عمر بن محمد بن عبدالله بن محمد بن عمويه‌ي بكري عارف بزرگوار ايراني در سال 539 هجري در شهرك سهرورد زادگاه شيخ شهاب‌الدين يحيي سهروردي (شيخ اشراق) كه شرح حالش در ورقهاي پيش در اين تأليف نوشته شد.

 

مجدالدين بغدادي

مجدالدين ابوسعيد شرف بن مؤيد بن محمد بن ابوالفتح بغدادي از عارفان مشهور اواخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجري است. وي در سال 544 هجري در بغدادك خوارزم ولادت يافت.

اشعار زير از آثار است:

شمعي است رخ خوب تو پروانه منم

دل خويش غم تو است و بيگانه منم

زنـجير سـر زلف تو بـر گردن تست

در گـردن مـن فكن كه ديوانه منـم

 

از شبنم عشق خاك آدم گل شد

صد فتنه وشور درجهان‌ حاصل شد

صد نشتر عشق بر رگ روح زدند

يك قطره از آن‌چكيد‌ و‌ نامش‌دل ‌شد

 

اوحدالدين كرماني

شيخ اوحدالدين كرماني حامد ابوالفخر كرماني از عارفان بزرگ قرن هفتم هجري است وي به‌طور احتمال در سال 552 هجري در بردسير كرمان متولد شده است. بنا بر منقول وي از فرزندان «توران شاه» از پادشاهان آل سلجوقي كرمان بوده و وليعهدي پدر را داشته است.

 از آثار نظمي اوست:

تـا جنبش دست هست مادام

سـايـه متـحرك اسـت نـاكـام

چـون سايه ز دست يافته مايه

پس نيست خود اندر اصل سايه

چيزي‌كه‌وجود‌‌او به‌خود نيست

هستيش نهادن از خرد نيست

هست است وليك هست مطلق

نزديك حكيم نيست جز حق

هستي كه به حـق قوام دارد

او نــيست ولــيك نـــام دارد

بر نقش خود است فتنه نقاش

كس ‌نيست ‌در اين ‌ميان ‌تو ‌خوش باش

خود گفت‌حقيقت و‌خود ‌اشنيد

آن روي كه خود نمود خود ديد

پس باد يقين كه نيست والله

مـوجـود حقيقئـي سـوي الله

 

دل مغز حقيقت است تن پوست ببين

در كسوت پوست صورت دوست ببين

هر چيز كه آن نشان هستي دارد

يا پرتو روي اوست يا اوست ببين

 

صفحه بعدي

 

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر

Copyright © 2003-2007 Life of Thought e-Publication.

1386-1382

 نشريه الكترونيكي حيات انديشه

مفتخر است در دريافت و اشاعه انديشه‌ها؛ جاي كه نيانديشيم براي ما و به جاي ما، مي‌انديشند!