صفحه اصلي  |  معرفي پايگاه  |  ارتباط   |  راهنما  | English division

 جستجو جستجوى سريع 

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر
انديشه سرا
فلسفه چيست؟
تاريخ انديشه‌ها
تبادل انديشه‌ها
انديشه معاصر
قدرت انديشه
دنياي انديشه‌ها
تاملات فلسفي
مقالات فلسفي
دانشنامه فلسفه
عرفانكده
عرفان
معرفي عرفا
مفهومي به نام خدا
خلوت دل
قطعات عرفاني
مقالات عرفاني
ادبستان
درباره ادبيات
آشنايي با مشاهير ادبيات
قطعات ادبي
شعر و شاعري
مقالات

 ادبستان--» مقالات --» زبان شناسي و نقد ادبي --»

ساختارگرايان و مابعد ساختارگرايان

يكي از جمله‌هاي سختي كه به ساختارگرايان شده است از سوي ما بعد ساختارگرايان يا پست مدرنيستها بوده است. البته اين گروه دوم روش خود را تكميل كننده روش ساختارگرايان مي‌دانند نه روشي در تضاد با آن.

ژاك دريدا، پايه گذار مكتب شالوده شكني ( deconstruction )، يكي از اصلي‌ترين دستاوردهاي زبان شناسي ساختارگرا، يعني تقابل‌هاي دوتايي را مورد نقد قرار مي‌دهد.

رومن يا كوبسن، تقابل‌هاي دوتايي در ذات زبان نهفته مي‌داند، لوي استروس نيز تقابل‌هاي دوگانه را مهمترين كاركرد ذهن آدمي در شكل دادن به معنا مي‌شناسد.

تروبتسكوي نيز گفته بود كه ممكن است تقابل‌هاي دوگانه زباني ـ واجي تقابل‌هايي در تاريخ فرهنگ شناخته شوند. او حتي از موارد متقابل زندگي / مرگ ، آزادي / اختناق ، پاكدامني / گناه ياد كرده بود. بنابراين، به نظر اين دسته از منتقدان و زبان شناسان آن تقابل‌گرايي كه در زبان وجود دارد خود بر تاباننده قوانين حاكم بر طبيعت است.

تري ايگلتون در پيش درآمدي بر نظريه ادبي مي‌نويسد: «ساخت شكني اين نكته را دريافته است كه تقابل‌هاي دوتايي كه بستر ديدگاه ساخت‌گرايي كلاسيك را تشكيل مي‌دهد، نشان دهنده نوعي شيوه بررسي نمونه‌وار ايدئولوژي‌هاست. ايدئولوژي‌ها گرايش به آن دارند كه ميان چيزهاي قابل قبول و غيرقابل قبول خط و مرزهاي مطلق ترسيم كنند ... عادت بارز خود دريدا در بررسي يك متن آن است كه برخي قطعات ظاهراً حاشيه‌اي اثر را، مانند يك پانويس يا واژه يا تصويري كم اهميت كه تكرار مي‌شود و يا كنايه‌اي اتفاقي را در دست بگيرد و روي آن چنان جدي كار كند كه اعتبار تقابل‌هاي حاكم بر متن به طور كلي در معرض تهديد قرار بگيرد.

بنابراين شالوده شكني يا ساخت شكني به فعاليتي انتقادي بدل مي‌شود براي تحليل تقابل‌هاي دو تايي. «بر خلاف آنچه در نگاه نخست به نظر مي‌آيد، شالوده شكني يك متن به معناي ويران كردن آن نيست .... شالوده شكني از ويراني دور و به تحليل متن نزديك است.»

به نظر دريدا، ساختارگرايي، انتزاعي نمودن ساختارهاي كنش انسان است.« ساختار خود گلي است فراهم آمده از گردهمآيي عناصري كه در مناسبت با هم كنش آدمي را ممكن مي‌كنند، اينجا مناسبت اهميت دارد و نه عناصر، در نتيجه موردي ندارد كه ساختار را به عناصر تشكيل دهنده‌اش تجزيه كنيم.

از اين روست كه او كار خود را تعالي نظريات سوسور مي‌شمارد. او از يك سو بر نشانه شناسي ما بعد سوسور متكي است و از سوي ديگر بر ناكامگي‌هاي سوسور تاكيد مي‌كند.

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر

Copyright © 2003-2007 Life of Thought e-Publication.

1386-1382

 نشريه الكترونيكي حيات انديشه

مفتخر است در دريافت و اشاعه انديشه‌ها؛ جاي كه نيانديشيم براي ما و به جاي ما، مي‌انديشند!