صفحه اصلي  |  معرفي پايگاه  |  ارتباط   |  راهنما  | English division

 جستجو جستجوى سريع 

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر
انديشه سرا
فلسفه چيست؟
تاريخ انديشه‌ها
تبادل انديشه‌ها
انديشه معاصر
قدرت انديشه
دنياي انديشه‌ها
تاملات فلسفي
مقالات فلسفي
دانشنامه فلسفه
عرفانكده
عرفان
معرفي عرفا
مفهومي به نام خدا
خلوت دل
قطعات عرفاني
مقالات عرفاني
ادبستان
درباره ادبيات
آشنايي با مشاهير ادبيات
قطعات ادبي
شعر و شاعري
مقالات
 ادبستان--» مقالات --» ادبيات سياسي موتولوگ است --»

وجود افتراق ادبيات با سياست

            تفاوت هنر و شعر واقعي با ادبيات تبليغي و تهييجي بسيار بيشتر از وجوه اشتراك آنهاست. از آن جايي كه سرو كار من با شعر بيشتر است. در اين گفتمان لاجرم بيشتر از شعر خواهم گفت. ضمن آن كه تمثيل‌هاي مربوط به شعر را مي‌توان به ديگر انواع هنرها هم تعميم داد.

مجموعه‌ي روحيه‌‌ي بشري از دو بخش ضمير ناخودآگاه و ذهن خودآگاه تشكيل شده است. ضمير ناخودآگاه شامل آن دانسته‌ها، تجربه‌ها و اندوخته‌هائي است كه در دور دست‌ترين جاي ذهن آدمي ذخيره شده‌اند و بي آن كه بر آن اشراف كامل داشته باشيم. قوي‌ترين نيروي محركه‌ي ما در تمامي كنش‌ها و واكنش‌هايمان در خواب و بيداري است. همه‌ي آن چيزهايي كه شهود، الهام، خاطره‌ي قومي و رؤيا ناميده مي‌شوند، محتويات ضمير ناخودآگاه را تشكيل مي‌دهند. اما خودآگاهي بشر، حاوي شعور، عقل، منطق، قدرت قياس و نيروي تصميم گيرنده‌ي اوست. ميان ضمير ناخودآگاه و ذهن خودآگاه بشر داد و گرفتي پيوسته وجود دارد. به صورتي كه همواره بخشي از ذهن خودآگاه بشر داد و گرفتي پيوسته وجود دارد. به صورتي كه همواره بخشي از ذهن خودآگاه به صور ديگر ديسه، در ضمير ناخودآگاه با تصاميم و كنش‌هاي معقول و منطقي بشر در هم مي‌آميزد. تفاوتهاي مكاشفه با مشاهده، شهود با انديشه‌، خواب يا بيداري، رويا با واقعيت، خيال با حقيقت، شعر با نثر در واقع تفاوتهاي بين ضمير پنهان با ذهن خودآگاه انسان هستند.

شعر، در واقع حركتي است از ناخودآگاه به خودآگاه. سرچشمه‌ي ازلي ناخودآگاه به خودآگاه، سرچشمه‌ي ازلي هنر و شعر در ضمير پنهان است. وقتي شاعران منتظر نزول فرشته‌ي الهام مي‌مانند، در واقع در انتظار سرريز شدن ضمير پنهان خود هستند تا شاعر را به حوزه‌ي سرودن هدايت كند. نخستين جمله‌ي شعر كه پل والري معنقد  بود هديه خدايان است. در واقع هديه‌ي ضمير ناخودآگاه است. درست مانند فرورفتن در رؤيا و خواب ديدن، كه در آن حضور خودآگاه، منطق و محاسبه و تفكر كمرنگ و كمرنگ‌تر مي‌شود تا ضمير پنهان بتواند به جولان در آيد. شعر هم از آمادگي ضمير پنهان براي جولان دادن، آغاز مي‌شود. اما تفاوت شعر با رؤيا در اين است كه ما رؤيا را در خواب مي‌بينيم، اما شعر را در بيداري مي‌نويسيم. منطق حاكم بر رؤيا، خلوص فزاينده‌ي ضمير ناخودآگاه در آن است، حال آن كه همواره مقداري از منطق و تفكر و تجارب انسان از طريق زبان داخل شعر شده، آن را از خلوص صد در صد دور مي‌كند.

            در عبور شعر از ضمير پنهان به ضمير آگاه، هر چه غلظت محتواهاي ناخوآگاه در شعر بيشتر باشد، آن شعر خلوص و گيرايي افزونتري دارد. فضاهاي مه آلود و گنگ، رنگ‌هاي ناپيدا و مضامين نيمه روشن، همگي علائم ارسالي از ضمير پنهان هستند كه به حوزه‌ي گفتمان و زبان منتقل شده‌اند. لذا غلظت بيش از حد آنها، شعر را از دسترس فهم و منطق روزمره و جاري ما دورتر مي‌كند. مطلقيت حضور ناخودآگاه در شعر، آن را آنچنان انتزاعي و وابريده مي‌كند كه ديگر ظرفيتي براي فهميده شده و دريافت شدن در آن نمي‌ماند.

            در عوض، هر چه عناصر و محتواي خودآگاهي كه عبارتند از دانسته‌ها، زبان‌آوري و نيات اجتماعي در شعر و هنر افزونتر باشند، جوهر هنري و شعري آنها كمتر خواهد بود و در عين حال سطح تماس منطقي آن با ساختارهاي منطقي ذهن ديگران افزايش خواهد يافت. در اين صورت، شعر، قابل فهم‌تر، همگاني‌تر، جهت دارتر و معقول‌تر خواهد بود. اين پروسه مي‌تواند شعر را تا سرحد نثر منسجم و معقول و نيت‌مند تقليل دهد و جنبه‌ي ابلاغي، تبليغي و آگاه‌گرانه بيابد، همه چيزي كه ادبيات سياسي بدنيال آن است.

            تنها تركيب بسامان و بقاعده‌ي ناخودآگاه مي‌تواند به شعري منجر گردد كه هم شعريت آن مسلم است و هم اذهان جامعه مي‌توانند با آن رابطه برقرار كنند. فهم اين گونه شعر البته مانند فهميدن يك خبر يا يك بيانيه نيست. اين گونه فهم، همانا نوعي هرمنوتيكي او تاويل‌پذير است.

در ارتباط هنري ميان شاعر و مخاطب، چهاربعد معنوي ـ همچون چهار گوشه‌ي يك مربع ـ عمل مي‌كنند:

ضمير ناخودآگاه -------- خودآگاه شاعر

ضمير خودآگاه   ------- ناخودآگاه خواننده

            بسته به اين كه خودآگاه خواننده چقدر بتواند در درون شعر با ناخودآگاه شاعر تماس برقرار كند، و نيز خودآگاه شاعر چقدر بتواند با ضمير ناخودآگاه خواننده مرتبط شود، نوع و ميزان رابطه‌ي شعري پس از خوانش توسط خواننده، و پس از عبور از تأويل فردي، براي او همچون شعري عمقي يا سطحي، سهل يا دشوار، دلپذير يا ناخوشايند جلوه مي‌كند.

بازنويسي رؤيا غيرممكن است. مگر آن كه آن را از درون بيداري عبور دهيم. براي تشريح يك رؤيا بايد نخست از خواب بيدار شويم، و از ابزارهاي جهان بيداري مانند زبان، منطق، سنجش و مثال بهره‌گيري كنيم.

شعر، در واقع گزارشي است تاويل پذير از رؤيا كه چاره‌اي ندارد مگر آن كه خود را با ابزار جهان بيداري و واقعيت ورز دهد. لذا شعر نمي‌تواند يكسره بيان ضمير ناخودآگاه باشد و نمي‌تواند به تمامي بيان واقعيت و خودآگاهي باشد.

تفاوت ادبيات سياسي با ادبيات واقعي در اين است كه ژانر نخست متكي بر خودآگاهي است و حامل و مبلغ نيات معين اجتماعي، حال آن كه ژانر دوم متكي بر ضمير پنهان است و حامل شخصي‌ترين وجوه جان و ذهن شاعر، شعر ناب، از صورت مثالي، از ذهنيت اسطوره‌اي از مدلهاي قومي سرچشمه مي‌گيرد و به غايت تفسير پذير و چند لايه است.

اما ايجاد تناسب ميان دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه شاعر در شعر، اگر ناممكن نباشد، امري بسيار دشوار است. وقتي از قدرت خلاقيت شاعر سخن مي‌گوييم. در واقع از ميزان توان او در ايجاد اين تناسب حرف مي‌زنيم. معمولاً ساختار ذهني و توانمندي‌هاي زباني و گستردگي تجارب شاعر است كه مي تواند اراده‌اي كم و بيش خلاق را براي ايجاد اين تناسب بكار بندد.

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر

Copyright © 2003-2007 Life of Thought e-Publication.

1386-1382

 نشريه الكترونيكي حيات انديشه

مفتخر است در دريافت و اشاعه انديشه‌ها؛ جاي كه نيانديشيم براي ما و به جاي ما، مي‌انديشند!