![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
"ما به اسطورههایی نیازمندیم که فرد را نه گروه محلی خود، بلکه با کل کره زمین یگانه کند." یکی از الگوهای چنین اسطورهای، ایالات متحده است. سیزده مستعمره کوچک و مختلف وجود داشت که تصمیم گرفتند براساس منافع متقابل، و بدون توجه به منافع منفرد هر یک به تنهایی، عمل کنند. مهر رسمی ایالات متحده حاوی بازتاب همین واقعه است. به این دلار نگاه کنید: هرم سمت چپ، چهار وجه دارد. اینها چهار نقطه دایرهاند. شخص در این گوشه، شخصی در آن گوشه، و شخصی در گوشهای دیگر است. هنگامیکه در سطوح پایین هرم قرار داشته باشید، میتوانید این سو یا آن سو باشید. اما هنگامی که به رأس میرسید همه نقاط به یکدیگر میرسند، و چشم خداوند گشوده میشود. ایالات متحده نخستین کشور جهان است که نه بر مبنای جنگ، بلکه بر اساس خرد تأسیس شد. این مردان شریف، خدا پرستان قرن 18 بودند. بر روی اسکناس عبارت “IN GOD WE TRUST” به معنی با توکل به خداوند درج شده است. اما این خدای کتب مقدس نیست. این مردان به هبوط اعتقاد نداشتند. آنها گمان نمیکردند که ذهن بشر از خداوند جدا شده است. ذهن بشر، پاک شده از ملاحظات صرفاً فرعی و دنیوی، با پرتو افشانی آینهای شسته شده، بازتابی از ذهن خردمند خداوند را مشاهده میکند. خرد شما را با خداوند مرتبط میسازد. در نتیجه، برای این مردان، هیچ مکاشفه ویژهای در هیچ کجا وجود ندارد، و نیازی هم به آن نیست، زیرا ذهن انسان، پاک شده از خطاهایش، توانایی کافی برای درک شناخت خداوند را دارد. بنابراین همه مردم جهان توانا هستند، زیرا همه آنها توانایی خردورزی دارند. همه افراد قادر به خردورزیاند. این اصل بنیادی دمکراسی است. چون ذهن هر کس میتواند به معرفت حقیقی نایل گردد، ناگزیر نیستند اقتداری ویژه یا مکاشفه ای خاص داشته باشید که به شما بگوید امور باید این طور باشند.o:p> چنانچه طبقات این هرم با بشمارید مشاهده خواهید کرد که سیزده تا است، و چنانچه به پایین هرم بیایید شمارهای با اعداد رومی ثبت شده است. این شماره 1776 است. اگر ارقام این شماره را با هم جمع کنید به عدد بیست و یک میرسید که سن عقل است. در سال 1776 بود که این سیزده ایالت، استقلال خود را اعلام کردند. شماره سیزده شماره تحول و ولادت دوباره است. در شام آخر دوازده حواری، بعلاوه عیسی مسیح حضور داشتند که عیسی مسیح آماده مرگ و ولادت دوباره بود. سیزده، شماره خروج از حوزه قیود دوازده بر عرصهای متعالی است. دوازده نشانه منطقه البروج و خورشید را دارید. این افراد به شماره سیزده به عنوان شماره رستاخیز، تولد دوباره و زندگی جدید وقوف کامل داشتند، و از آن برای سراسر مسیر استفاده کردند. موضوع سیزده ایالت تصادفی نیست. این ایالات نماد آن چیزی بودند که بودند. این موضوع نوشته دیگری را نیز که در آن پایین است توضیح میدهد. “Novus ordo seclorum” که به معنی نظم جدید جهان است. و نوشته بالا “Annuit coeptis” به معنی او به اقدامات یا فعالیتهای ما خندیده است.o:p> بله، او، آن چشم، آنچه که با چشم نشان داده شده است. خرد. در لاتین لازم نیست از او به معنای مذکر غایب استفاده کنید؛ این ضمیر میتواند مذکر، مونث، یا غیر انسان باشد. اما نیروی آسمانی بر فعالیتهای ما خندیده است. پس این دنیای جدید براساس آفرینش اصلی خداوند بنا شده، و بازتاب آفرینش اصلی خداوند از طریق خرد آن را پدید آورده است. چشم خرد، نه ملیت من؛ چشم خرد، نه اجتماع دینی من؛ چشم خرد، نه جامعه زبانی من. متوجه میشوید؟ و این فلسفهای برای کل سیاره خواهد، نه برای این گروه، آن گروه، یا گروهی دیگر. هنگامی که زمین را از روی کره ماه مشاهده میکنید، تقسیمات کشوری یا حکومتی را نمیبینید. این مطلب میتواند واقعاً نماد اسطوره شناختی جدیدی باشد که در راه است. این کشوری است که ما در پی ستایشش هستیم، و آنها مردمی هستند که با ما یگانهاند. اگر به پشت این هرم نگاه کنید، یک بیابان مشاهده خواهید کرد. اگر به جلو آن نگاه کنید، گیاهانی در حال رستن خواهید دید. بیابان، نماد آشوب در اروپا و جنگهای متوالی است که ایالات متحده خود را از آن دوز نگه داشته و به نام خود، نه به نام قدرت دولتی تشکیل داده است که از دل آن زندگی جدید شکوفا گردیده است. این مفهوم این بخش هرم است. اکنون به سمت راست دلار نگاه کنید. در اینجا عقاب، یعنی پرنده زئوس را مشاهده میکنید. عقاب در حال فرود آمدن از ملکوت خداوند به عرصه زمان است. این پرنده نماد اصل تجسم خداوند است. این عقاب طاس، عقاب امریکایی، و همتای عقاب بلند مرتبهترین خدایان، زئوس است. او پایین میآید، و وارد دنیای جفتهای مخالف یا حوزه عمل میشود. یکی از وجوه عمل، جنگ و وجه دیگر آن صلح است. لذا در یکی از پاهایش سیزده پیکان را حمل میکند که نماد اصل جنگ است. پای دیگرش حامل یک شاخه درخت غاز است که سیزده برگ دارد، و نماد اصل گفتگوی صلح آمیز است. این عقاب به سمت شاخه غار مینگرد. آرمان گرایانی که کشور ایالات متحده را بنیاد نهادند مایل بودند آنها به این سمت نگاه کنند- به سمت مناسبات دیپلماتیک و نظایر آن. باید خدا را سپاس گفت که پیکانها را در پای دیگر خود گرفته است. چون احتمالاً به کار نخواهد آمد. [که آمد!] اکنون باید دید این عقاب چه چیز را نمایندگی میکند؟ او نماینده چیزی است که در نشانه پرتو افشان بالای سرش دیده میشود. در کتاب علم سیاست هندوها ضرب المثلی وجود دارد که میگوید، فرمانروا باید در یک دست سلاح جنگ، یا چماق بزرگ، و در دست دیگرش آوای صلح آمیز اقدام به همکاری را حمل کند. دم عقاب از 9 پر تشکیل شده است. 9، رقم نزول قدرت آسمانی به جهان است. زنگ نیایش آنجلوس (Angelus rings) در کلیسای کاتولیک رمی 9 بار به صدا در میآید. بالای سر عقاب نیز سیزده ستاره وجود دارد که به شکل یک ستاره داوود چیده شدهاند.
نقش مهر سلیمان است. اما چرا سلیمان نامیده میشود؟ سلیمان هیولاها، غولها و موجوداتی از این قبیل را در خمره حبس میکرد. امیدوارم به یاد آوردید که در هزار و یک شب آنها خمرهها را باز میکنند و اجنه از آن بیرون میآیند؟ در اینجا مهر سلیمان از سیزده ستاره تشکیل شده است و هر یک از یک مثلثها یک چهارتایی (Tetrakys) فیثاغورثی است. این مثلث است که از ده نقطه تشکیل شده است. یک نقطه در وسط و چهار نقطه در هر یک از اظلاع. نقاطی که اضلاع را تشکیل میدهند جمعاً 9 نقطهاند. این نماد اولیه فلسفه فیثاغورثی است که در معرض نفوذ عددی از تفسیرهای وابسته به یکدیگر اسطوره شناختی، کیهان شناختی و جامعه شناختی قرار دارد؛ یکی از این نفاط، نقطهای در رأس است که نمایشگر کانون خلاقی است که کاینات و همه چیزهای دیگر از آن به وجود آمدهاند. کانون انرژی یا صدای اولیه یا به گفته یک مسیحی واژه خلاقی که کل جهان از آن بیرون جهیده، همان انفجار بزرگ، ریختن انرژی متعالی در ظرف زمان و گسترش آن است. به محض آنکه وارد ظرف زمان میشود به زوجهای مخالف تقسیم میگردد، و آنچه یگانه بوده است به دو بخش تقسیم میشود. وقتی دو چیز داشته باشیم، سه روش برای ایجاد ارتباط میان آنها وجود دارد: اول آنکه این یکی بر آن دیگری مسلط شود: دوم آنکه آن دیگری بر این مسلط شود؛ و سوم آنکه هر دو در ارتباطی متوازن قرار بگیرند. در نهایت، در چارچوب این سه شیوه از ارتباط متقابل است که همه چیزها در چهار بخش فضا حرکت میکنند. در کتاب تائو- که چینگ لائوتسه شعری وجود دارد که میگوید، از دل هستی متعالی یک پدید میآید. از دل یک، دو پدید میآید؛ از دل دو، سه پدید میآید؛ و از دل سه همه چیزها پدید میآیند. در مهر رسمی ایالات متحده دو تا از این مثلث ها نمادین وجود دارد که در یکدیگر قفل شدهاند، و برای سیزده ایالت اصلی، سیزده نقطه داريم، بعلاوه دست کم شش رأس داریم که یکی بالا، یکی پایین، و چهار تای دیگر در چهار مربعاند. یک نظر برای آن میتواند این باشد که از بالا یا پایین، یا هر نقطه دایره میتوان دنیای خلاق را شنید، و این فرض بزرگ دمکراسی است. دمکراسی بر این فرض استوار است که هر کس از هر ربعی میتواند صحبت کند، و حقیقت را بگوید، زیرا ذهن او از حقیقت جدا نشده است. همه کاری که باید انجام دهد این است که احساساتش را روشن کند و سپس سخن بگوید.
جرج واشنگتن میگوید: "ما در نتیجه انقلابمان، خود را از درگیری در آشوب اروپا بیرون کشیدهایم." کلام آخرش این است که ما وارد اتحادهای خارجی نمیشویم. ما تا جنگ جهانی اول به این کلمات پای بند بودهایم. از آن پس اعلامیه استقلال را کنار گذاشتیم و به فتح کره زمین توسط بریتانیا پیوستیم. به این ترتیب اکنون در یک سمت هرم قرار داریم. ما از یک به دو حرکت کردهایم. به لحاظ سیاسی و تاریخی، اکنون عضوی از یک سمت یک برهان هستیم. دیگر نماینده آن اصل چشمی که در بالا قرار دارد نیستیم. همه دلشغولی ما اقتصاد و سیاست است و به صدا و صوت خرد توجهی نداریم. آنچه خرد را ویران میکند شورمندی Passion [تعصب] است. اصل شورمندی در سیاست حرص و آز است چیزی که انسان را بر زمین میزند. و به این دلیل است که ایالات متحده به جای آنکه در رأس هرم باشیم در این سمت آن قرار گرفتهایم. آنها اندیشه هبوط را نفی میکردند. همه انسانها این قابلیت را دارند که ذهن خدا را بفهمند. مکاشفه ویژه به هیچ کس تعلق ندارد.
Campbell , Joseph جوزف كمبل در مصاحبه با بیل مویرز قدرت اسطوره - نشرمركز
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||