صفحه اصلي  |  معرفي پايگاه  |  ارتباط   |  راهنما  | English division

 جستجو جستجوى سريع 

 طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين  | وبلاگ | لينكستان | نقد و نظر | بايگاني مقالات

انديشه سرا
فلسفه چيست؟
تاريخ انديشه‌ها
تبادل انديشه‌ها
انديشه معاصر
قدرت انديشه
دنياي انديشه‌ها
تاملات فلسفي
مقالات فلسفي
دانشنامه فلسفه
عرفانكده
عرفان
معرفي عرفا
مفهومي به نام خدا
خلوت دل
قطعات عرفاني
مقالات عرفاني
ادبستان
درباره ادبيات
آشنايي با مشاهير ادبيات
قطعات ادبي
شعر و شاعري
مقالات
  انديشه سرا --» فلسفه چيست--» تعاريف بزرگان

فلسفه در تعاريف بزرگان

اُرمن كوآين Willard van Orman Quine، استاد فلسفه در دانشگاه هاروارد، كسي است كه استوارت همشر Stuart Hampshire ]فيلسوف معاصر انگليسي[ درباره او گفته است: "برجسته‌ترين فيلسوف سيستماتيك زنده است."

            كوآين در 1908 به دنيا آمده و هنوز بسيار پركار است و بنابراين، دوره فعاليت درازي داشته كه به هيچ وجه به پايان نرسيده است. مقالات بيشمار و بيش از دو دوازده جلد كتاب نوشته و انتشار داده است كه معروفترينشان "از نظر منطقي"(From a logical point of view) چاپ 1953 و لفظ و شيء Word and Object چاپ 1960 است. كوآين در درجه اول منتقدان است.

در اينجا مختصري نظر كوآين در مورد "وظيفه يا وظيفه‌هاي محوري فلسفه چيست؟" آورده شده است. فلسفه با شناخت ما از جهان و با ماهيت جهان سر و كار دارد. فلسفه مي‌خواهد، به قول نيوتن "نظام جهان" را كامل و تمام كند. فيلسوفاني بوده‌اند كه فلسفه را به نحوي از انحاء جدا از علوم و شالوده محكمي ‌براي بناي علوم مي‌دانسته‌اند. اما اين، به نظر من، روياي پوچي است. بخش بزرگي از علوم نه تنها محكمتر از فلسفه است، بلكه محكمتر از آن است كه فلسفه هرگز آرزوي رسيدن به آن را داشته باشد. به نظر من، فلسفه متصل به علوم و حتي بخشي از علوم است.

فلسفه در منتها اليه انتزاعي و نظري علوم قرار دارد. علوم عبارت از متصله‌اي است كه در يك منتها اليه از تاريخ و مهندسي آغاز مي‌شود و در منتها اليه ديگر به فلسفه و رياضيات محض مي‌رسد. فيزيكدان درباره رابطه علي بين نوع ديگري از رويدادها حرف مي‌زند، ولي فيلسوف عموماً درباره رابطه علي سوال مي‌كند و مي‌پرسد يعني چه كه يك رويداد علت رويداد ديگر است؟ همين طور، فيزيكدان مي‌گويد چيزي به اسم الكترون وجود دارد و جانورشناس مي‌گويد حيواني هست به نام وامبت (wombat) و رياضيدان مي‌گويد كه اعداد اول پايان ندارند. اما فيلسوف مي‌خواهد به نحو عمومي‌تري بداند كه رويهمرفته چه نوع چيزهايي وجود دارند. فلسفه مي‌خواهد خطوط كلي و پيراموني سراسر نظام جهان را معلوم كند.

ايشان مهمترين مسائلي كه فلاسفه با آنها سر و كار دارند را به دو عنوان تقسيم مي‌كنند. مسائلي مربوط به هستي شناسي (ontology)، يعني سوالات عمومي‌در اين باره چه نوع چيزهايي وجود دارند، و براي اينكه چيزي باشد، وجود داشتن يعني چه.

عنوان دوم مسائل محمولي Predicative question، به معناي اينكه چه پرسشهاي معناداري مي‌توان درباره آنچه هست مطرح كرد. معرفت شناسي (Epistemology) تحت عنوان اخير قرار مي‌گيرد.

 

ماخذ: مردان انديشه – براين مگي- نشر طرح نو

 طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين  | وبلاگ | لينكستان | نقد و نظر | بايگاني مقالات

Copyright © 2003-2006 Life of Thought e-Publication.

نشريه الكترونيكي حيات انديشه 1385-1382

مفتخر است در دريافت و اشاعه انديشه‌هاي شما، چرا كه در جاي كه "نيانديشيم برايمان مي‌انديشند!"