صفحه اصلي  |  معرفي پايگاه  |  ارتباط   |  راهنما  | English division

 جستجو جستجوى سريع 

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر
انديشه سرا
فلسفه چيست؟
تاريخ انديشه‌ها
تبادل انديشه‌ها
انديشه معاصر
قدرت انديشه
دنياي انديشه‌ها
تاملات فلسفي
مقالات فلسفي
دانشنامه فلسفه
عرفانكده
عرفان
معرفي عرفا
مفهومي به نام خدا
خلوت دل
قطعات عرفاني
مقالات عرفاني
ادبستان
درباره ادبيات
آشنايي با مشاهير ادبيات
قطعات ادبي
شعر و شاعري
مقالات
  انديشه سرا --» فلسفه چيست--» معناي فلسفه

معناي فلسفه

اصل کلمه يوناني و مرکب از دو جزءاست:

 1. فيلوسس. به معني دوست و دوستدار و سوفيا

 2. به معني حکمت.

 علم به حقايق موجودات به اندازه توانايي بشر. حکما بطور کلي فلسفه را بر دو قسم تقسيم کرده اند:

  • فلسفه عملي يا حکمت عملي
  • فلسفه اکتسابي نظري يا حکمت نظري.

حکمت عملي شامل تهذيب اخلاق‚تدبير منزل و سياست مدنيه است. حکمت نظري شامل سه قسم ذيل است:

 الف( فلسفه ادني که بحث از اموري ميکند که مادي محض اند‚ علم طبيعي‚ طبيعيات.

 ب( فلسفه اولي که بحث از اموري مي کند که نه در ذهن و نه در خارج احتياج به ماده ندارند. و منظور از آن معرفت امور کلي احوال موجودات مانند وحدت و کثرت و وجوب و امکان و حدوث و قدم و مانند آنهاست و يا الهيات به معني اخص.

 ج( فلسفه اوسط که بحث ازاموري ميکند که در وجود خارجي به ماده احتياج دارند. رياضيات.

 (ازفرهنگ فارسي معين).

 لفظي است يوناني‚ معني آن خويشتن را به حضرت واجب الوجود مانند ساختن است‚ و فلسفه اولي عبارت از علم الهي است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). تشبه به اله آن طاقت بشري را نيازمند است که آدمي را قادر به تحصيل سعادت ابدي سازد چنانکه فرمود صادق - صلي الله عليه و سلم - در سخن خود: خوي گيريد به اخلاق خداوند يعني چون او شويد در احاطت بر دانستنيها و تجرد ازجسمانيات.

 (تعريفات جرجاني)

فلسفه در سخن مياميزيد

وآنگهي نام آن جدل منهيد.

خاقاني.

شغل او شاعري است يا تنجيم

هوسش فلسفهست يا اکسير.

خاقاني.

قصه گفت او شاه را و فلسفه

تا برآمد عشر خرمن از کفه.

مولوي.

علم نيرنجات و سحر و فلسفه

گرچه نشناسند حق الفلسفه.

مولوي.

فلسفه گفتش بسي و او خموش

ناگهان واکرد از سر روي پوش.

مولوي.

فلسفه اشراق . رجوع به اشراق شود.- فلسفه بافي ; سخن بيهوده و بظاهر مستدل گفتن. استدلال بي پايه کردن.

پرگويي کردن در مسائلي که مورد علاقه ديگران نيست.- فلسفه بحثي (بحثيه) ; فلسفهاي که در آن به بحث و استدلال پردازند.مقابل فلسفه ذوقي. (فرهنگ فارسي معين).

- فلسفه خاصيه متعاليه ; از اصطلاحات ملاصدراي شيرازي و فلسفه خاصي است که وي از تلفيق آيات و اخبار و کلمات بزرگان و عارفان وخلاصه اي از تلفيق عقل و نقل و وحي و ذوق و بحث به وجود آورده است. (فرهنگ فارسي معين).

- فلسفه ذوقي (ذوقيه) ; اشراق. مقابل فلسفه بحثي. رجوع به ترکيب فلسفه بحثي و نيز رجوع به کلمه اشراق شود.

- فلسفه رياضيه ; يکي از اقسام فلسفه نظريه قدما‚ و آن فحص دراشياء که صاحب ماده است نباشد بلکه فحص از اشياء موجودهاي در ماده است چون مقادير و اشکال و حرکات و آنچه بدان ماند.

 (يادداشت مولف)

اقسام فلسفه رياضيه نزد قدما چهار است: علم عدد و حساب‚ علم هندسه‚ علم هيئت و علم موسيقي.

 (يادداشت ديگر مولف). رجوع به معني اصلي کلمه فلسفه شود.

- فلسفه طبيعيه ; يکي از اقسام سه گانه فلسفه نظريه قدما‚ و آن فحصاز اشياء صاحب عنصر و ماده مي باشد و از اقسام آن علم طب‚ علم به آثار علويه از قبيل بارانها و بادها و تندر و درخش و امثال آن‚ علم معادن و نباتات و حيوان و کيميا و طبيعت و هرچه زير فلک قمر است.

(يادداشت مولف). رجوع به طبيعيات شود.

- فلسفه عاميه ; از مصطلحات صدرالدين شيرازي و مراد فلسفه مشهور و معمول است. مقابل فلسفه خاصيه متعاليه.

 (از فرهنگ فارسي معين). رجوع به ترکيب فلسفه خاصيه متعاليه شود.

- فلسفه علميه . رجوع به تعريف خود فلسفه شود.- فلسفه فيضيه ; فلسفه افلاطون. فلسفه اشراق.

 (از فرهنگ فارسي معين).

- فلسفه کشفي (کشفيه) . رجوع به اشراق شود.- فلسفه مشاء . رجوع به مشاء شود.- فلسفه مشارقه (مشرقيه) . رجوع به اشراق شود.- فلسفه نظريه (نظري) . رجوع به تعريف فلسفه و حکمت نظري شود.

 

ماخذ: لغت نامه دهخدا

باشگاه حيات انديشه | طرح انديشه |  پرسشهاي بنيادين | مباحث فكري  | انديشه‌هاي انديشمندان | مناجات | لينكستان | نقد و نظر

Copyright © 2003-2007 Life of Thought e-Publication.

1386-1382

 نشريه الكترونيكي حيات انديشه

مفتخر است در دريافت و اشاعه انديشه‌ها؛ جاي كه نيانديشيم براي ما و به جاي ما، مي‌انديشند!