![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ديدگاههاي مختلف درباره عرفان
"حافظ" بر اساس
آموزههاي يونگ: انسان اگر بتواند در روند فرآيند فرديت، از پليديهاي خويش كه
تاريكيهاي سايه را تشكيل ميدهد و به شكلي پس زده شده در اعماق ناخودآگاهي
انباشته است، بگذرد خواهد توانست به روشناييهاي وجودش كه چون آفتاب ميدرخشد دست
يابد و همچنين در قصهها و اسطورههاي خودمان، بارها شاهد آن بودهايم كه قهرمان
قصد، آب حيات را در پس ظلمات و با گذر از دل تاريكيها، در آن سوي اعماق به دست
آورده است.
"مولانا"
·
ماهيت "خدا"
باعث وحدت بشر ميتواند باشد، زيرا كه براي همگان يكي است.«حداقل داراي يك نام
مشترك است». نظرات ما درباره او ما را به يكديگر نزديكتر ميكند و باعث تبادل
انديشههاي ما درباره يك مفهوم واحد ميگردد.
اختلاف نظر ما اهميتي ندارد. مهم اينست كه درباره يك مفهوم مشترك تبادل نظر كنيم.
قلب همه اديان يكي است.
·
اين خصايص ارزنده و آموزنده جهاني كه
راهنماي سعادت بشري و شيوه راستين رسيدن به مدارج عالي كمال انساني است، بدون
مطالعه و تفحص و تعمق وسيع و همه جانبه و همچنين تأمل و كوشش و جهش همراه با تهذيب
فكري و عملي بيوقفه و بيغرضانه و خالي از تعصب، امكانپذير نيست. نگرش عرفان
عرفان با نظري
جامع و عميق به شخصيت انسان مينگرد و با طبع انساني، سخت سازگار است و راز قدرت
عظيم عرفان را بايد در همين جست. عرفان در همان حال كه سركوبي نفس را اساس زندگي
ميشمارد، فعاليت عقلي را از انسان دريغ ندارد. (علامه محمد
اقبال لاهوري) ديدگاه پير عرفان
«آذر بيگدلي شاعر قرن دوازدهم هجري» بيان حقيقت
ماخذ: تاريخ عرفان و
عارفان ايراني
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||