![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
خلیج فارس نام تاریخی آبهایی است که از زمان باستان تا به حال به کار برده شده است. زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین شکل ثابت کنونی خود را یافت. ساکنان باستانی این منطقه نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و خاور و باختر را به یکدیگر پیوند دادهاند. البته دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا سواحل اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن ترعهای (کانال) را داد و کشتیها یش از طریق همین ترعه به دریا مدیترانه راه یافتند. در سنگ نبشته داریوش هخامنشی در مصر متعلق به سال (518 تا 515 پیش از میلاد) که در محل این کانال بدست آمده، نوشته شده است: من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را دادهام. از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید. پس این جوی کنده شده چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود. در این کتیبه در عبارت درایه تپه هچا پارسا آبی تی هنی دریایی که از پارس میرود یا سر میگیرد نام دریای پارس آمده است. این نخستین مدرک تاریخی است که درباره خلیج فارس موجود است. اولین بار بطلمیوس یونانی عالم و جغرافیدان مشهور قرن دوم میلادی در کتاب جغرافیای عالم که به زبان لاتین نگاشته شده از نام (پرسیکوس سینوس) به عنوان خلیج فارس یاد کرده است. از آنجا که این نام برای اولین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشتهاند آمده است هیچگونه شایبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنانچه یونانیان نخستین بار سرزمین ایران را پارسه و پرسپولیس یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدهاند. استرابن جغرافیدان قرن اول میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان میکند. همچنین فلاریوس آيانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از اين خلیج به نام پرسیکون کیت که چیزی جز خلیج فارس نیست نام میبرد. البته جستجو در سفر نامهها یا کتابهای تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را خلیج فارس گفتهاند میافزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بودهاند و امپراتوری آنها در قرنهای متوالی بسیار گسترده بود، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده داشت. آنها از این طریق میتوانستند با کشتیهای خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدفهای نظامی و اقتصادی دست یابند. آثار عرب زبان نیز بهترین و غنیترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا برای بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شده است. تمام کسانی که نسبت به متون دوره اسلامی شناختی حداقل داشته باشند با نام مسعود ابن بطوطه، حمد الله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصر خسرو قبادیان، ابوریحان بیرونی ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنها کتابهای خود را به زبان عربی نیز نوشتهاند آشنا هستند. گذشته از متقدمان نام برده شده از نویسندگان عرب متأخر نیز در آثار خود از نام خلیج فارس بدون کم و کاست یاد کردهاند. مجله هما ش 32 |
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||